چهارشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۸۷

بعضی وقتا هم یه نفر نه تنها هست بلکه اجازه میده تو هم باشی ...
مثلاً با یه قورباغه‌ی سبز :) خیلی وقت بود اینقدر خوشحال نشده بودم .

از امشب دیگه تنها نمیخوابم :)

سه شنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۷

باید ضعیف بود ولی تسلیم نشد. نقاط قوت هرکسی نقاط ضعفشه .
تا وقتی که نرسیدی سعی میکنی برسی وقتی دونستی که رسیدی ،
دیدی ، بردی؛ وامیستی .

مهم رفتنه نه رسیدن...

جمعه، ۲۴ آبان ۱۳۸۷

وقتی دورت می اندازم، جذاب تر میشوی،
شاید هم خودم جذاب تر میشوم، به هر حال بوی بهتری می آید

تداوم در همین است …

چهارشنبه، ۲۲ آبان ۱۳۸۷

خب خیلی وقتا برای اینکه بهش وفادار بمونی باید ترکش کنی ٬ مثلاً همین من !

دیروز عاشق شدم ٬
شب بهش گفتم ٬
صبح زدم کشتمش ٬ الانم فراموشش کردم ...

کارم درسته‌ها نه ؟!؟

دوشنبه، ۲۰ آبان ۱۳۸۷

کسی که دنبال امنیت میگرده عاشق نمیشه ٬ مگه احمق باشه یا دیوونه .

حالا تو کدومشی ؟

پنجشنبه، ۱۶ آبان ۱۳۸۷

وقتی پول داری، آدم ها هم دوست داشتنی تر میشوند
...

یکشنبه، ۱۲ آبان ۱۳۸۷

جمعه، ۱۰ آبان ۱۳۸۷

میدونی هیچ کس به ما مبارزه رو یاد نداده بود .
برای بودن ...
برای داشتن ...
برای رسیدن ...
برای خواستن !

باید بدونی که ما همدیگه رو ترک نکردیم ... ما همدیگه رو رها کردیم .... رها ... مثل باد ...

1. نمایشگاه
دیشب دوباره با بر حسب اتفاق جمعی از دوستان دوباره سری به نمایشگاه زدم و خیلی کنجکاو شدم برم و سری به غرفه web 2.0 بزنم و رفتم و هیچکی رو نشناختم و هیچی هم من رو نشناخت:( به مجتبی اس ام اس زدم که گفتش تا ساعت 9 کلاس داره و نتونست بیاد.

فقط دیدم چنتا یک لپ تاپ دستشون گرفتن و دارن وبلاگ همدیگه رو به هم نشون میدن. چه لوس (^_^)

خیلی دلم میخواست بدونم هدف از ارائه این غرفه چی بود ؟!


2. بازی وبلاگی نامرئی
خب منم خیلی دلم برای یه بازی وبلاگی تنگ شده بود و این دوست عزیز من رو به این بازی دعوت کرد, راستش اگه من نامرئی بودم کلی فضول بازی در میاوردم و خیلی دلم میخواست بدونم چنتا از دوستام چکار میکنن !!!

خوب که نامرئی نشدم والی کلی کارهای بد بد میکردم واسه خودم :)

منم این دوستان رو به این بازی دعوت میکنم :
Myview بی خوابآلوچه مجتبی دشتی نژادمانی و حوض نقاشیSilentland و تمامی دوستانی که من اون ها رو میشناسم.

سه شنبه، ۷ آبان ۱۳۸۷

مي‌خواهمت، مي‌خواهمت، مي‌خواهمت
به وقت ِ مستي و به گاه ِ هشياري ..

...

یکشنبه، ۵ آبان ۱۳۸۷

آخ جون ... از من بدش میاد :-)

« دوستان »